تاريخ : سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۶
آشا وقتی که دلتنگ شده بود فکر میکرد که خدا تنهاش گذاشته و زمین فراموشش کرده
ولی وقتی که دلتنگی ش رو بروز داد و با حیرت دید که چه خروشی از سرزمین ش برخاست، امیدوار شد
(نه، زمین و ساکنینش هنوز منو به یاد میارن)
دلتنگی ش محو شد و 1 امیدوار شد
دید که تنها نیست و فراموش نشده
آشا امروز به تکلیفی که از ازل داشته فکر میکنه،
آشا دوباره میخواد حرکت کنه، سرزمین ش رو روشن کنه و اطمینان داره که خدا یاریش میکنه..
زمین دوباره با او سخن 1 گفت
مازیار
ارسال توسط مازیار اشرفی
برچسب:
نویسنده: آروین رحیمی