تاريخ : یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۶
مهدی، سوشیانت و نامهای دیگری نمی آیند، مگر...
جامعه ای که همواره در انتظار نجات دهنده ای هستند هرگز قادر به سازندگی، گرفتن حق خود و مقابله با حاکمان ستمگر نیستند.
ولی برای این قشر همیشه نجات دهنده ای در کار بوده و خواهد بود، آنکس که همواره آمده است و تا جهان باقی است خواهد آمد تنها یکی است و بس. همیشه او بوده که در طول تاریخ تکرار شده، یک روح در جسم های خاکی مختلف و نامهای متفاوتی که آدمیان بر وی نهادند، ولی او تنها یک نام دارد، نامی که آفرینش بر او نهاده است نه هیچ انسانی...
هر دین و مذهبی در انتظار یک نجات دهنده ای هستند با نامهایی که خود میخوانند و امروز بسیاری به اشتباه توقع دارند که نجات دهنده ای جهانی بیاید ولی دین یا مذهب ایشان را در صدر قرار دهد که این تفکر و توقعی اشتباه است، اگر همچنان بر چنین انتظاری بافشاری کنند بدانند که خیالی خام و بیهوده خواهد بود زیرا که اینگونه نه تنها دامن زدن به اختلافات و ایجاد ستیزه جویی است بلکه هیچ اتحاد جهانی در کار نخواهد بود.
در ایران منتظران دو دسته اند: ایرانیان اصیل که در انتظار کسی بنام سوشیانت هستند و توقع دارند او بیاید و آیین زرتشت پاک را در صدر قرار دهد، دسته ای دیگر مذهب شیعه است که منتظر مهدی هستند بلکه بیاید و اسلام و بلکه شیعه را به صدر بنشاند. در هردوی این تفکرات و انتظارات، انحرافات و توهماتی وجود دارد، در اکثر ادیان منجیان بشارت داده شده مانند دیگر انسانها در زمانه ای از مادر خود زاده می شوند که این با قانون طبیعت و حقیقت سنخیت درستی دارد ولی در مذهب شیعه انسانی در هزاره ی گذشته غیب و نامرئی شده که در زمانی دوباره ظهور میکند!
در کل نمی خواهم وارد جزئیات این بحث بشوم و هدفم والاتر از پرداختن به چنین مواردی کوچک و حقیر است که دامن زدن به چنین مباحثی دامن به اختلافات است.
روی سخنم با توی ایرانی است، سوشیانت ، مهدی، ماشیح و... هر نام دیگر را رها کن، و افکارت را محدود به چند نام و چند نشانی در بدن نکن. در آفرینش حق یکی است و همواره تمام کسانی که در طول تاریخ با نور حق بر جهان تاریک تاختند یکنفر بوده که تکرار شده، در قالب پیامبران مختلف و انسانهایی دیگر. جسم از همین خاک گرفته میشود و پس داده میشود ولی روح نجات دهند و روشنی دهنده از آغار تا انتهای خلقت یکی بوده و خواهد بود.
تو ای ایرانی: قرنها سوشیانت را صدا زدی، قرنها مهدی را صدا زدی ولی نیامد...
تو ایرانی، بیا و مدتی نام ازلی و آفرینشی اش را بخوان، نامی که به هیچ کشوری تعلق ندارد و نامی جهانی است، او را نجوا کن، او را فریاد کن، او که خلقت با وی آغاز شده و ذره ذره های زمین او را با همان نام می شناسد، کسی که در آغاز بر این جهان تاریک فرود آمد، او که حق بود، او که نطفه ی نور بود و جهان را بارور ساخت، بیا و صدایش کن، تا او که در وجود آسمان،زمین و درون تو هست بیدار وشعله ور بشود.
او وجدان تو و تمام جهان است که در اعماق درونت در حصاری تنگ و تاریک قرارش داده ای، در خلوتت با تمام وجود نامش را زمزمه کن و ببین که از درون چه تغییری خواهی کرد و چگونه احساسش خواهی کرد.
در انتظار نجات دهنده ی خود هستی؟ راستگو باش و نامی که جهان آفرینش بر او نهاده را بخوان .
هرگاه که این منجی در درون یکایک شما ظهور کند، شما به او که در جهان بیرون نیز حضور دارد قدرت خواهید بخشید و او ندای یاریتان را خواهد شنید و آنگاه است که ظهور خواهد کرد و توانایی دیدنش را پیدا خواهید کرد.
در این جهان آفرینش هیچ کسی بجز او اجازه و توان تاختن بر تاریکی و دروغ و ستم را ندارد،
سلاح او نور است، نوری از راستگویی و بخشندگی اش.
و اسبِ او نور است، نوری از راستگویی و بخشندگی و وجدان بیدارِ شما...
نامش را بخوانید، اسبش را زین کنید، او از درون شما بر خواهد خاست.
در سرزمین های مختلف نامش را به گویش هایی متفاوت بیان می کنند که در ایران آن نام با اندک تفاوت "اشا" ادا می شود ولی سرچشمه ی همه شان یکجا و یک نام است، و آن " آشا " است.
یکروز به شکل زرتشت، یکروز به شکل موسی و.... بارها و بارها در قالب انسانها و پیشوایان دیگری آمده و خواهد آمد، با نامهای گوناگونی که آدمها بر وی نهاده اند.
نام ازلی اش را بخوان، بر خواهد خاست...
مازیار اشرفی
1 بهمن 96
ارسال توسط مازیار اشرفی
برچسب:
نویسنده: آروین رحیمی