
همیشه عقیده داشتم و دارم که آدمها باید نو شدن و تازگی رو همواره تجربه کنن و برخی سنت های سرزمین و نیاکان رو که فلسفه ی محکمی دارن و مثل ستون هایی تاثیر گذار در بنای فرهنگی مون هستن رو حفظ کنن و در برخی دیگه نو آوری ایجاد کنن و یا مطابق زمانه و برای آینده در زمان دانه های تازه ای بکارن،
چند سالی هست که برای من سپندارمزگان (5 اسفند) روز ارزشمندی شده و با رخدادهایی شخصی فلسفه ی این روز برام کمی واضح تر شده،
امروز 5 اسفند 94 روز سه سالگی ام هست، سه سال پیش در حدود همین تاریخ برای تولدی دوباره و پاک شدن به کمپ رفتم ،
در مدت 21 روز در محیطی کوچک و بسته به اندازه ی سالیان سال تجربه هایی کسب کردم و پرده ی رازهایی از جلوی چشمهام برداشته شد، این 21 روز برام ایامی نادر و تکرار نشدنی بود که بی تردید این رو هم از لطف خدا میدونم،
آغازین لحظات حضورم در اون مکان اینچنین رقم خورد که من در شب نخست در اتاق سم زدایی ، در نیمه ی شب سوار بر آسانسور با سرعتی غیر قابل باور از طبقات وجودم به پایین رفتم، دیدم که در اون سرزمین تندیسی بسیار بزرگ در حال ساخته شدن بود،
پس از اینکه به کف رسیدم مصافتی رو افقی طی کردم و نزدیک صبح دوباره به آرامی بالا اومدم، از نقطه ای دیگه با آسانسوری دیگه،
در نهایت فهمیدم که اونشب من از (( لا )) گذشتم،
از

و این شروعی بی نظیر برای گام نهادن به دوره ای 21 روزه در کنار همدردانم بود،
هنوز دستم به نوشتم نرفته که بخوام از اون دوره چیزی بنویسم،
بخصوص که از پاییز 91 به بعد حرف های زیادی برای نوشتن دارم ولی هنوز نتونستم گوشه ای از اونها رو بنویسم و شاید دیگه هیچوقت نتونم بنویسم.
.مازیار. 5 اسفند 94
برچسب: سپندارمزگان,سپندارمذگان چه روزی است,سپندارمذگان چیست؟,سپندارمذگان چه روزیست,سپندارمذگان ویکیپدیا,تبریک سپندارمذگان,سپندارمذگان روز عشق ایرانی,اس ام اس سپندارمذگان,تاریخ سپندارمذگان,سپندارمزگان مبارک,
نویسنده: آروین رحیمی